رضا قليخان هدايت
1215
مجمع الفصحاء ( فارسي )
بىمى روشن اگر تيره شد آيينهء عيش * بس عجب نيست كه گيتى همه افسون و دمست دولت شاه جهانست كه ماند جاويد * بر جهان تكيه مكن كو بفنا متّهم است ملك الشرق طغان شاه مؤيد كه بطبع * آسمان بر درش از جنس عبيد و خدمست در مدح طغان شاه بن مؤيد شاهى كه شير پيش حسامش چو روبه است * فرمان ده جهان عضد الدّين طغان شه است آن خسروى كه خسرو اجرام آسمان * در تحت حكم او ز مقيمان درگهست از بهر جذب خنجر بيجادهرنگ اوست * در آخور مجره اگر پارهيى كه است شاها طراز رايت و نقش نگين تو * تا روز حشر آيت نصر من اللّه است راى تو بر محيط فلك خيمه زد چنانك * گويى كه آفتاب دو يا آسمان ده است پيش سراى پردهء جاه تو فى المثل * اين بركشيده منظر گردون چو خرگه است زان روز باز حادثه را سر فروشده است * كآگاه شد كه ديدهء حزم تو آگه است